تبلیغات
دنیای شیرین - آرزویت را به تصویر می كشم
 
دنیای شیرین
حرفی که می زنم تنها به خاطر حقیقت است
دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : عسل

تو عقب كشیده ای و من هم. نه این كه دوستت ندارم نه این كه دوستم نداری. نه. حرف حرف دیگری است. ما مخدوش شده ایم. مثل این كه كسی با ناخن روی ذهنمان چنگ كشیده باشد. زخمش هم كه التیام بیاید ممكن است ردش بماند. گرچه ما این را هم قبلا تجربه كرده ایم و به هرحال گذشته است. جان به سلامت در برده ایم. خودمان را نه كه دوست داشتنمان را می گویم.

می دانی؛ دیگر دلم به تو خوش نیست. ولی اشكالی ندارد. همه این ها از خودخواهی خودم است. از این كه آدمی رفاه خود را به هر چیز ارجح می داند. ولی راضی ام. این كه تو بچسبی به زندگیت. این كه خوش باشی. این كه خودت راضی باشی من را هم راضی نگه می دارد. چه فایده تو را دوست داشته باشم اما با این دوست داشتنم بیازارمت. اصلا دوست داشتن باید همان طوری باشد كه دیگری می خواهد اگر نه كه سراسر عذاب است. تو نخواهی من هم نمی خواهم. حتی اگر هزار سال بگذرد.

دانسته ام كه دوست داشتن آدمیان را خوب بلد نیستم. شاید برای این است كه خودم را از همه بیشتر دوست می دارم. ولی این را بدان روزی نیست كه به تو فكر نكنم. البته نه به اندازه ی روزهای اول. با خودم كنار آمده ام. شكست را پذیرفته ام. من در راضی نگه داشتن تو شكست خورده ام. من رسم عاشقی را خوب بلد نیستم  و از این بابت دلخور نیستم. اشكال ندارد من همین هستم دیگر. بعضی چیزهای مهم را همیشه از قلم می اندازم.

و حال تو را رها كرده ام. دیگر دلم برایت تنگ نمی شود. راستش دلم را برای خودم نگه داشته ام.

می دانم كه تو دوستم داری و می دانم كه بعید است در یكی از همین روزها بروی و این مطلب را بخوانی. ولی می دانم كه باید چیزی بنویسم خواه با تو خواه بدون تو. امیدوارم خوشبخت باشی.





نوع مطلب : برای شین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 14 تیر 1393 08:21 ب.ظ
عسل متشکرم
جمعه 29 شهریور 1392 06:50 ب.ظ
ســلامــ
قشنگ بود
یکشنبه 9 تیر 1392 10:45 ب.ظ
http://moghavemat57.blog.ir/اسباب کشیدیم اینجا
یکشنبه 26 خرداد 1392 03:41 ب.ظ
کجایی؟؟؟؟؟ باز یه مدته نیستی. نکنه از دست ما آزرده شدی؟؟ البته درسته بعضی ها به قصد آزار نظر میزارن. مطمئن باش که تو تنها این مشکل رو نداری. کرم تو وب زیاد پیدا میشه! خصوصآ واسه دخترا.
من آخرش نفهمیدم این پسری که عکسش تو پروفایل وبلاگته کیه. اولش میگفتم شاید عکس پسرته. ظاهرآ ازدواج نکردی، پس ممکنه عکس خودت باشه(که در اینصورت عکس یه دختره نه پسر). شایدم این عکسو از تو وب پیدا کردی ؟؟؟
جمعه 3 خرداد 1392 09:16 ق.ظ
سلام:
ای خدا این دولت طناز را از ما نگیر
این هوا و این فضای باز را از ما نگیر
از برای طنزپردازان همیشه پخته نان
این رییس دولت خباز را از ما نگیر
زیر لب خندید و گفتا بار دیگر این چنین
ای خدا این دولت طناز را از ما نگیر

بدلیل نبودنم ترسیدم مرا بکشید

چو شد این هفته کارم اندكی دیر
به زعم من شده یك روز تأخیر
از این رو ضمن پوزش های مخصوص
كه خواهم از شما با عذر تقصیر
ببر در ایج و دفن بنما تنم را
نه در غربت، چه شیراز و چه كشمیر

دوستان گلم ببخشید مدتی به دلایلی کمتر یا شاید بگویم اصلن نیومدم تونت حالا با دومطلب طنز زیبا آپم قدم رنجه کن
جمعه 20 اردیبهشت 1392 08:59 ب.ظ
سلام

پشت هررود که جاری ست میان دل سنگ

من ترا دیدم ورؤیای خودم

که نگاهت بردر .....

خسته از بود ونبود

ومن اینجا، بی تو

مثل یک بادبادک تنهایی

عطش گرم نیاز

ودلی .....،

پی دیدار تو لَه لَه می زد

ومن انگار بیابان وکویر

که چنین دغدغه هایت.....

می برد

آن تمامیّت من.....

غزلم، شاهد شب هایم بود

وخدا ....آن تماشاگرِ ما

که مرا خواند

پی حادثه تلخ زمان!

خیر مقدم نبودنت رابه سختی گذراندن زمستانی در یک بیابان برفی وبی هیچ سرپناهی سپری کردم نبودن دوستان خوب وباشعوری مانند تو سختی روزگار رادوچندان میکند آمدنت را به فال نیک میگیرم وصمیمانه ترین خیر مقدم ها رانثارت میکنم وقت کردی به من سری بزن
پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392 06:25 ب.ظ
امروز در مجله "موفقیت" مطلبی رو خوندم که خیلی برام مفید بود و روم تاثیر گذاشت. حیفم اومد اونو منتشر نکنم. سخت بود تا همه شو تایپ کنم. اما وجود شما بهم انگیزه و صبر و طاقت داد! سه ساعت طول کشید تا تایپش کردم. در وبلاگ صورتی منتشر کردم. عنوان مطلب:"7 دروغ بزرگ که قصه ها در مورد ازدواج یادمان می دهند!"
اینم لینک مطلب:
http://soorati.mihanblog.com/post/37

به همه توصیه میکنم بخوننش.
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 05:15 ب.ظ
سلام
کجائید؟ خیلی وقته که نیستید. خیلی روزا منتظرتون بودم (تو و شکوفه) و کم کم داشتم ناامید میشدم. با خودم میگفتم یعنی اینا کجان که به اینترنت دسترسی ندارن. همش به وبلاگ پندارنامه میرفتم.
میدونم که اصلآ دوست داشتنی نیستم، و حتی بعد مدتی دیگه قابل تحمل هم نیستم، اما چه کنم که تنهایی منو میپوسونه و مجبورم.
نمیدونم مغز شماها این جملات و حرفهای قشنگ رو چطوری از خودش طراوش میکنه! اما در هر صورت باید گفت ماشاالله.
شما شعر نمیگین؟ فکر کنم استعدادشو داشته باشین. البته مطمئن نیستم. امتحان کنید. من با اینکه چنین استعدادی رو ندارم اما تابحال چند بار شعر گفتم. هرچند خیلی ضایع بودند! اولین مصراعی که گفتم این بود:"غم عشقست غم این نسل بدشانس". ببینید میتونید ادامش بدید. البته اگه وقت و حوصله شو دارید.. اگه دوست داشتید.
عسل سلام. خیلی ممنونم آقای سعد. خیلی لطف دارید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


ما دلنوشته هایمان را از جایی کپی نکرده ایم.
خواهشمندیم به رسم انسانی شما نیز از کپی بپرهیزید.
در صورت استفاده از مطالب وبلاگ، ذکر نام نویسنده یا سراینده و آدرس وبلاگ الزامی است.


این جا دنیای شیرین ماست.
جهانی که در دستان مان متولد شد و با ترانه هایمان جان گرفت.
در دنیایی که ما ساخته ایم همه سزاوار پادشاهی اند، همه بر دلی حکم می رانند.
به دلسرای ما خوش آمدید.


مدیر وبلاگ : عسل
نویسندگان
نظرسنجی
آیا از دنیای شیرین راضی هستید؟





آیا از دنیای شیرین راضی هستید؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :