تبلیغات
دنیای شیرین - محمد، فکر تو مرا غصه دار کرده است
 
دنیای شیرین
حرفی که می زنم تنها به خاطر حقیقت است
سه شنبه 14 آذر 1391 :: نویسنده : عسل

محمد تو دیوانه نیستی من می دانم.

محمد خیلی وقت ها به تو فکر می کنم. بخصوص وقت هایی که غذا می خورم، وقت هایی که غذاهای گرم مامان را می خورم. راستش از وقتی تو را شناختم، لقمه های غذایم طعم بغض می دهد.

محمد شاید دلت برای یک ناهار گرم تنگ شده باشد. شاید دلت برای یک حمام حسابی تنگ شده باشد. دلت می خواهد ریش هایت را بتراشی؟ دلت تنگ شده برای پدر و مادرت؟ بی شک اگر آن ها زنده بودند، حال و روز تو چنین نبود.

محمد نمی دانی که یک نفر این جا تو را دوست دارد. شاید من تنها کسی باشم که دلم برای تو غصه دار است.

تو آن قدر می فهمی و شعور داری، که آن همه گرسنگی کشیدن و خیابان خوابی نتوانسته از عزت نفست بکاهد، نتوانسته طبع بلند تو را بشکند.

تو با من، با ما، با همه، هیچ فرقی نداری. تو هم روزی خانواده ای داشتی، مادر داشتی، پدر داشتی و عشق. روزی تو همه چیز داشتی و اینک هیچ.

اگر از تو بپرسند شب ها کجا می خوابی خجالت می کشی و سرت را پایین می اندازی. من تو را دیوانه نمی دانم. تو فقط بیچاره ای. و بیچارگی اکتسابی است. هر کس می تواند دچار بیچارگی شود حتی خوشبخت ترین.

محمد، تو خوبی. حال و روزت را نه، که دلت را می گویم. تو درد می کشی وقتی که کمک دیگران را قبول می کنی و برای همین هم با وجود نیاز زیاد آن ها را نمی پذیری. تو خجالت می کشی و هیچ وقت گدایی نمی کنی. تو صدقه را هم به زور قبول می کنی. دوست داری در ازای کاری که می کنی به تو پول بدهند.

برای همین ها می گویم که تو کم نیستی. تو خیلی فهمیده ای. گرچه در این روزها اندیشه ها را به قیمت دارایی ها می سنجند.

آرزویم این است خدایا همه ما را عاقبت بخیر کن.





نوع مطلب : تقدیم به، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 26 شهریور 1396 05:42 ب.ظ
I was suggested this web site via my cousin. I'm no longer positive whether this publish is written through him as nobody else understand such special approximately
my trouble. You are wonderful! Thank you!
شنبه 2 دی 1391 12:09 ق.ظ
( به نام طبیعت )

قطره باران !… بلور برف شده !…

آمد و آرام … کنارم جا گرفت …

روی بام و … زیر پایم … در طبیعت پهن شد …

همچو مروارید و … پولک … رو سفید …

ذره ذره … اندک اندک …

جذب کوه و … دشت شد …

لحظه ای آرام نگاه کن کوه را … قله های پر غرور و …

پر شده رویش کریستال سفید … برف ها …

پس چرا ؟ … دشت و نبینیم با غرور … برف ها …

راز دشت در زیر برف … راز غذا بود …

در طبیعت کار فردای همه آغاز کرده !…

همین کار خلقت … ببینیم با درایت …

نگیم !… خوابند گیاهان طبیعت !…

صدای آخرین رنگ های پاییز !…

کشید رنگ سفیدی … روی کاج ها …

خوشا آرامش و … دانه برف ها …

ادامه .... در وب ...

سلام ...

اولین روز زمستانی ... را با آرامش برف ها شروع کردیم ...

روزهایت گرم ... و با آرامش باشد مهربان ... .
عسل سلام. از شما متشکرم. روزهای خوبی پیش رو داشته باشید.
چهارشنبه 15 آذر 1391 04:56 ب.ظ
سلام عسل جان.خوبین.جمله ی "بیچارگی اکتسابی است "رو با اعتماد به نفس غیر قابل توصیف نوشتین.استفاه از عکسهای غیر رنگی چقدر قشنگه.همشه نوشته هاتون با بغض مهربانانه و خیلی دلسوزانه هستن.نوشته هاتون حتی از مادر مهربانه ترهستن.با اینکه خودتون بخوبی می دونین و خوبم نوشتین که"در این روزها اندیشه ها را به قیمت دارایی ها می سنجد"ولی شما عاشقانه و رایگان مهروزی تون رو از من که همیشه گدای محبت خواهم بود رو دریغ نمی کنین.افرین خانومی.
عسل سلام. من و شکوفه جان خیلی از شما ممنونیم که همواره مشوق ما هستید.
بنظر میاد شما هم قلم خوبی دارید و می توانید افکارتون رو به روشنی بیان کنید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


ما دلنوشته هایمان را از جایی کپی نکرده ایم.
خواهشمندیم به رسم انسانی شما نیز از کپی بپرهیزید.
در صورت استفاده از مطالب وبلاگ، ذکر نام نویسنده یا سراینده و آدرس وبلاگ الزامی است.


این جا دنیای شیرین ماست.
جهانی که در دستان مان متولد شد و با ترانه هایمان جان گرفت.
در دنیایی که ما ساخته ایم همه سزاوار پادشاهی اند، همه بر دلی حکم می رانند.
به دلسرای ما خوش آمدید.


مدیر وبلاگ : عسل
نویسندگان
نظرسنجی
آیا از دنیای شیرین راضی هستید؟





آیا از دنیای شیرین راضی هستید؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :